بلبلان از روی گل مستند و ما از روی دوست
دیگران از ساغر و ساقی و ما از یاد دوست
سلام.
سال خوبی داشته باشید.
سال نو همه مبارک.![]()
به یادروزای قشنگم که الان به حسرت خاطراتم تبدیل شده و بس...
بلبلان از روی گل مستند و ما از روی دوست
دیگران از ساغر و ساقی و ما از یاد دوست
سلام.
سال خوبی داشته باشید.
سال نو همه مبارک.![]()
تو مرا داری و من آرزویم همه خوشبختی توست ،
غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید ،
با دل شیشه ای ات ،
از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست ،
با نگاهت به خدا چتر شادی واکن ،
و بگو با دل خود که خدا هست ،
خدا هست ماه من !
غصه اگر هست بگو تا باشد ،
معنی خوشبختی ،
بودن اندوه است....
گفتی که بیا و از وفایت بگذر
از لهجه ی بی وفاییت رنجیدم
گفتم که بهانه ات برایم کافیست
معنای لطیف عشق را فهمیدم
پروردگارا !
یاد یکدیگر را از ضمیرمان مزدای !
و چنان کن که شب و روز از محبت های یکدیگر یاد کنیم
و برای هم آمرزش و آسایش طلبیم
هي فلاني مي داني ؟
مي گويند رسم زندگي چنين است...
مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند.
وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني
راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟
سرنوشت ما یه میدون
زندگی ولی یه بازی
پیش اسم ما نوشتن
حقته باید ببازی
شناخت سرمایه من است
وعقل اصل دینم
ودوست داشتن وسیله زندگیم
وشوق ورغبت مركب راهدارم
وذكرخدامونس وهمدم من
قلبی شكست و دور و برش را خــدا گرفت
نقـاره می زنند ....... مریضی شفــا گرفت
دیدی كـــــه سنـــگ در دل آئینـــه آب شد
دیدی كـــــه آب حــاجـــت آئینــــه را گرفت
خورشیدی آمـد و به ضریح تو سجـــده کرد
اینجـــا برای صبــــح خـودش روشنــا گرفت
پیغـمبـری رسیــد در ایــن صحــــن پـر ز نور
در هــــر رواق . خلــوت غـــار حـــــرا گرفت
از آن طرف فرشتــــه ای از آسمــــان رسید
پـروانـــه وار گشـت و ســــلام مـــرا گرفت
زیر پـرش نهــــاد و به سـمــت خـــدا پــری
دتقــدیم حــق نمـــود و سپـس ارتقــا گرفت
چشمی کنار این همــه باور نشسـت و بعـد
عکسی به یادگـار از این صحنه هــــا گرفت
دارم قـدم قـدم بــه تـو نـزدیـک می شــوم
شعــــرم تمــــام فاصـلـــه هــا را فرا گرفت
دارم به سمــت پنجـــــره فـــولاد مــی روم
جایی که دل شکست و مریضی شفا گرفت
دوست دارم
در خیابان با
کفشهایم
راه بروم
وبه
خدا
فکر کنم
تااینکه
در مسجد
بنشینم و
به
کفشهایم
فکرکنم....
دکتر علی شریعتی.
مناجات امام رضا(ع) با خدا مناجات با خدا
بارالها! در پيشگاه تو ايستادهام، و دستهايم را به سوى تو بلند كردهام،
آگاهم كه در بندگىات كوتاهى نموده و در فرمانبرىات سستى كردهام،
اگر راه حيا را مىپيمودم از خواستن و دعا كردن مىترسيدم ...
ولى …
پروردگارم!
آن گاه كه شنيدم گناهكاران را به درگاهت فرا مىخوانى،
و آنان را به بخشش نيكو و ثواب وعده مىدهى،
براى پيروى ندايت آمدم، و به مهربانىهاى مهربانترين مهربانان پناه آوردم.
و به وسيله پيامبرت كه او را بر اهل طاعتت برترى داده،
و اجابت و شفاعت را به او بخشيدى، و به وسيله برترين زن،
و به فرزندانش، كه پيشوايان و جانشينان اويند،
و به تمامى فرشتگانى كه به وسيله اينان به تو روى مىكنند، و
در شفاعت نزد تو، آنان را كه خاصان درگاه تواند،
وسيله قرار مىدهند، به تو روى مىآورم. پس بر ايشان درود فرست،
و مرا از دلهره ملاقاتت در امان دار، و مرا از خاصّان و دوستانت قرار ده،
پيشاپيش، خواسته و سخنم را آنچه سبب ملاقات و ديدن تو مىشود
قرار دادم اگر با اين همه، خواستهام را رد كنى، اميدهايم به تو به يأس مبدّل مىگردد،
همچون مالكى كه از بنده خود گناهانى ديده و او را از درگاهش رانده،
و آقايى كه از بندهاش عيوبى ديده و از جوابش سر باز مىزند .
واى بر من اگر رحمت گستردهات مرا فرانگيرد،
اگر مرا از درگاهت برانى، پس به درگاه چه كسى روى كنم؟
اما... اگر براى دعايم درهاى قبول را گشوده،
و مرا از رساندن به آرزوهايم شادمان گردانى،
چونان مالكى هستى كه لطف و بخششى را آغاز كرده،
و دوست دارد آن را به انجام رساند،
و مولايى را مانى كه لغزش بندهاش را ناديده انگاشته و به او رحم كرده است.
در اين حالت نمىدانم كدام نعمتت را شكر گزارم؟
آيا آن هنگام كه به فضل و بخششت از من خشنود شده،
و گذشتههايم را بر من مىبخشايى؟
يا آن گاه كه با آغاز كردن كرم و احسان بر عفو و بخششت مىافزايى؟
پروردگارا!
خواستهام در اين جايگاه، يعنى جايگاه بنده فقير نااميد،
آن است كه: گناهان گذشتهام را بيامرزى، و
در باقيمانده عمرم مرا از گناه بازدارى، و پدر و مادرم را كه دور
از خانه و خانواده و غريبانه در زير خاكها خفتهاند، ببخشى .
تنهايىشان را با انوار احسانت از بين ببر، و
وحشتشان را با نشانههاى بخششت به انس بدل كن، و
به نيكوكارشان دم به دم نعمت و شادمانى بخش، و به گناهكارشان
مغفرت و رحمت عطا كن،
تا به لطف و مرحمتت از خطرات قيامت در امان باشند،
به رحمتت در بهشت ساكنشان گردان، و بين من و آنان در آن نعمت گسترده
شناسايى برقرار كن، تا مشمول شادمانى گذشته و آينده شويم.
آقايم!
اگر در كارهايم چيزى سراغ دارى كه مقامشان را بالا مىبرد
و بر اكرامشان مىافزايد،
آن را در نامه اعمالشان قرار ده، و مرا در رحمت با آنان شريك كن،
و آنان را مشمول رحمتت بگردان، همچنان كه مرا در كودكى تربيت كردند